نویسنده وبلاگ
همکاری کنه . پیام بزاره و وبلاگ رو آپدیت نگه داره .
با سپاس و تشکر .
یا علی
سلام دوستای خوبم
من این وبلاگ رو درست کردم برای درد و دل و دعاهای همه ی بچه های اینترنتی
تو این وبلاگ همگی دور هم جمع میشیم و هر کسی غم یا غصه ای که توی دلش داره رو مطرح میکنه هم خودش سبک میشه هم ما برای حل مشکلش دعا می کنیم
شاید به نظرت خنده دار بیاد
ولی تصور کن یه درد یا غصه ای داری و نمیتونی با کسی در میون بذاری
چرا ؟
واسه اینکه شاید زیادی شخصیه ولی داره آزارت میده
میتونی بیایی در این وبلاگ و اونو مطرحش کنی بدون اینکه مشخصاتتو بگی و یکمی دلت سبک شه
من خودم شخصا این نیاز رو در خودم میبینم که بیام اونجا و حرف دلمو بزنم و چند نفر هم دلداریم بدن و برای حل مشکلم دعام کنن
چون منم آدم توداری هستم و نمیتونم همه ی غصه هام یا خواسته هامو از خدا با بقیه ی افرادی که میشناسنم در میون بذارم
خلاصه این وبلاگ واسه افراد تودار و رازدار بهترین مکانه تا بیان و درد و دل کنن و غم و غصشون کم شه
در ضمن از معجزه ی درد و دل یا دعا برای حل مشکلت غافل نشو و بدون که خدا همیشه توی دل های شکستست !
خستگی را تو به خاطر مسپار که افق نزدیک است و خدایی بیدار که تو را می بیند و به عشق تو همه حادثه ها می چیند که تو یادش بیفتی و بدانی که همه بخشش اوست و همینش کافیست.
اگه از دنیا بریم بشیم بهشتى / تو بهشت بازم حسینیه مى سازیم
..............................................................................................................................................................................
آغاز ماه محرم و ایام عزاداری اباعبدالله حسین (ع) تسلیت باد.
...............................................................................................................................................................................
حضرت زینب (س): به چشم هایتان التماس کنید که برای حسین اشک بریزند.
...........................................................................................

.............................................................................................
دعا کنید همه ازدواج کنند خوشبخت بشوند منم ازدواج کنم خوشبخت بشم
من شوهر خواهرم چند وقته بیکار شده خیلی جا ها براش دنبال کار گشتیم
ولی فایده نداشت براش دعا کنید
یه دعا هم می خوام برای خودم کنید و اینکه من خیلی دلم می خواد ازدواج کنم و خوشبخت بشم و مادر بشم برام دعا کنید
نظر شما در مورد رابطه دختر و پسر چیه و در چه حد باشه ؟ البته با در نظر گرفتن نیاز.
پاسخ :
خدا در وجود ما انسانها غریزه ی جنسی را قرار داده است و ما باید سعی کنیم که آنرا در کانال اصلی خودش که ازدواج است قرار بدهیم. ما باید با عشق هم چنین معامله ای بکنیم . ما باید عشق خودمان را در زمان مناسب بروز بدهیم .خدایی که این غرایز را در وجود ما قرارداده راه درست برطرف کردن آن را هم به ما گفته است .
دین اجازه نمیدهد دختر و پسر با هم ارتباط داشته باشند و فتاوای مراجع تقلید ما هم بر آن تأکید دارد . می فرمایند : اظهار عشق و محبت بین دختر و پسر اشکال دارد و حرام است . بعضی ها بهم دست میدهند حرام است حتی اگر به قصد لذت هم نباشد. لذا حتی خنده های بلند و قهقهه های خانم که باعث تحریک یک آقا میشود هم ، حرام است و همه این محدودیتها برای سلامت جسم و روح انسان است . برای سعادت بشر است .
اگر دختر و پسر با هم رابطه داشته باشند دو حالت دارد یا به ازدواج ختم میشود یا نمیشود . اگر به ازدواج ختم شود ، شما به عذاب وجدان دچار میشوید و گناه شما را آزار میدهد ، الان ازدواج کرده اید ولی عذاب وجدان شما را اذیت میکند که خدا شما را می بخشد یا نه . حالا اگر به ازدواج ختم نشود ، بهم بخورد خانم یا آقایی که می خواهند با نفر بعدی ازدواج کنند آن عذاب وجدان و احساس گناهی که دارند ، یک جوری احساس خیانت به همسر آینده را دارند .
خدایا!
گفتم خسته ام ، گفتی: لاتقنطوامن رحمة الله (زمر/۵٣)
گفتم : هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره ، گفتی : إن الله یحول بین المرءقلبه (إنفال/٢۶)
گفتم : هیچکسی روندارم ، گفتی : نحن أقرب إلیه لحبل الورید(ق/١۶)
گفتم : فراموشم نکردی؟ گفتی : فاذکرونی اذکرکم (بقره/١۵٢)
به درگاهی پناه آوردهام كز در نمیراند
كه هركس را كه درماندهست سوی خویش میخواند
امید اولی كه هر زمان او را رها كردم،
امید آخرم شد نام او را تا صدا كردم
خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش
جهان تاریكی محض است، میترسم، كنارم باش
اگر گم كردهام در این همه بیراهه راهم را
تویی كه میبری سوی سپیدیها نگاهم را
صدایم میكنی وقتی صدایم غیرِ آهی نیست
خطابخشی، به اشك و توبه میبخشی گناهم را
خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش
جهان تاریكی محض است، میترسم كنارم باش
دعایی برای استجابت دعا
بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم
اِلهی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ اَنتَ المَحمود وَ بِحَقِّ عَلیٍّ وَ اَنتَ العالی وَ بِحَقِّ فاطِمه وَ
اَنتَ فاطِرَ السَّمواتِ وَ الاَرض وَ بِحَقِّ الحَسَنِ وَ اَنتَ المُحسِن وَ بِحَقِّ الحُسَینِ وَ
اَنتَ قَدیمُ الاِحسان اِلهی بِاَخَصِّ صِفاتِکَ وَ بِعِزِّ جَلالِکَ وَ بِاَعظَمِ اَسمائِکَ وَ
بِعِصمهِ اَنبیائِکَ وَ بِنورِ اَولیائِکَ و بِدَمِ شُهَدائِکَ وَ بِمُناجاتِ فُقَرائِکَ وَ بِدُعاءِ
صُلَحائِکَ اَساَلُکَ زیادَهً فِی العِلمِ وَ صِحَّهً فِی الجِسمِ وَ بَرَکَهً فِی الرِّزقِ وَ طولاً
فِی العُمرِ وَ تَوبَهَ قَبلَ المَوتِ وَ راحَهً عِندَ المَوتِ وَ مَغفِرَهً بَعدِ المَوتِ وَ نَجاهً مِنَ
النّارِ وَ دُخُولاً فِی الجَنَّهِ وَ عافِیَهَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَهِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر.
از طرف رضا
سلام
دلم خیلی گرفته
شانسی به وب شما رسیدم
دارم خفه میشم از
اینکه به عشقم اینقدر گفتم دوست دارم و نشنید و نمیشنوه خسته شدم و خیلی
راحت میگه ما مال هم نیستیم و از اینکه اطرافیان انقدر گفتن ولش کن و از
این نصیحتا خسته شدم دیگه نمیخوام صدای کسایی که میگن میخواد ازت سو
استفاده کنه و بازیچت کردرو بشنوم
گناهم چیه که عاشق شدم و نمیتونم از عشقم بگذرم و اونم به روی خودش نمیاره
نمیخوام عشقم به نفرت و نفرین برسه
واسه رسیدن بهش هر کاری کردم و میکنم و میخوام که امیدم و از دست ندم
شماام برام دعا کنید
دعا کنید که همه چی یه سره شه دیگه نمیتونم
.
.
.
.
عشق ، دوست داشتن ، علاقه و . . .
چیزهایی هست که هر کس به راحتی نمیتونه داشته باشه . و وقتی به وجود میاد به راحتی هم قابل نابود شدن نیست .
اینکه شما بهش میگی دوستش داری ، مطمعن باش میشنوه ، شاید به روی خودش نمیاره .
اینکه گفته مال هم نیستیم ، شاید خودش رو توی شرایطی نمیبینه که بتونه آینده ی خوبی واست بسازه . شاید با این کارها میخواد ازش زده شی اما خودش عذاب میکشه از کارهاش .
شما باید باهاش حرف بزنی ، مطعنش کن که جز اون هیچی نمیخوای .
انشالله امیدوارم به هم برسید و خوشبخت بشید .
ثابت قدم باش تا موفق باشی . خدا رو هم فراموش نکن ، به هیچ عنوان .
یا علی
سلام بچه ها امروز دلم خیلی گرفته خیلی هرچی بگم کمه.....
نمیدونم چرا الان که دارم مینویسم دارم گریه میکنم نمیدونم چرا اشکا دارن همینجوری میریزن!!!!
چندساعت پیش یکیو دیدم که شاید نزدیک به 2 یا3 ماه بود ندیده بودمش
وقتی دیدمش خشکم زد مثل هر دفعه
از کنارش رد شدم ولی اون حتی نگاه هم بهم نکرد
نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اهای خدااااااااااااااا مگه من چه گناهی کردم که باید اینجوری تقاص پس بدم
خدایااااا باهام حرف بزن دارم میترکم
آخه
دردمو به جز خودت به کی بگم منکه جز توکسیو ندارم که باهاش درددل کنم تو
هم که منو............ نمیدونم شاید من خیلی ازت دورم که دارم اینجوری ذره
ذره آب میشم
خدایا یه کاری واسه دلتنگیام کن
خدایا کمکم کن تو رو به امام زمان،
دیگه هیچ امیدی به برگشتنت نـــــیست
اینو من نمیگم خم جاده میگه
چقدر بغض کردم کنارم نبودی
هزاربا دلم خواست ببرم نبودی
نبودی ببینی چقدر سوت و کوره
چقدر بی قرارم چقدر بی عبورم
خودت نیستی اما غمت رو به رومه
میخواستم..........
دیگه هیچ امیدی به برگــــشتنت نــــــــیست.........................
.
.
.
.
نمیدونم چرا همه ی ما انسانها هر کاری رو شکست میخوریم ، خدا رو مقفصر میدونیم .
کسی که ازش جدا افتادی ، اگه واقعا دوباره میخوای باهاش باشی ، چرا بهش نمیگی ؟
چرا نمیگی هنوزم اون توی قلبته ؟
شاید اون هم دلش واسه ی دوباره با تو بودن پرپر میزنه .
تو شروع کن ، تو پیش قدم شو .
سلام ......... خواهشمیکنم کمکم کنید
ان اقا به من گفت که مسیر زندگی من یه راه طولانی است ..... و گفت تو از من
خیلی بهتری تو حق زندگی داری .... نباید به پای من بسوزی .... و هر حرفی که
من را منصرف کند ........اما من این را نمی خواهم من قسم خوردم که به جز او
با هیچ مردی ازدواج نکنم و اگر او هم مرا نخواهد تا پایان عمرم مجرد بمونم به خودش
هم این را گفتم او کاملا با خبر است ....... اما نمی دونم با این که من هیچ انتظاری
از او ندارم و هیچ شرطی هم برای زندگی ندارم و گفتم که تا هر وقت که بگویی صبر
می کنم حتی تا اخر عمرم ... اما باز هم از عقاید خودش می گوید و عرفان و زندگی
بدون ازدواج ....... می گوید تو هیچ ایرادی نداری و از من بهتری اما نباید خودت را به
خاطر من به خطر بیندازی و زندگی خودتو تباه کنی ......ولی از نظر من فقط اوست
که برای من زندگی است حیات من در وجود او خلاصه می شود نه هیچ کس دیگر
.
.
.
.
عشق و علاقه بهترین نعمت خدا هست که به انسان ها داده .
شما درسته که شدیدا به این آقا علاقه داری ، اما خیلی زود عشق رو توی وجودت گسترش دادی .
باید قبل از هر چیزی جنبه های مثبت و منفی رو در نظر میگرفتی .
دلیل اون آقا رو نمیدونم که چرا به زندگی عرفانی فک میکنه ، اما شاید واقعا دلایل خاص خودش رو داره
شاید مشکلاتی داره در هر موردی که نمیتونه بازگو کنه . شاید دلش پیش شماست و این حرفی که شما زده واسش خیلی سخته .
بهترین کار واسه شما اینه که زیاد به خودت سخت نگیری . مثل همیشه و به روال عادی زندگیتو بکن . اما جلو چشمش باش گهگاهی .
اینو یادت نره ، همیشه بهترین تصاویر زندگی توی تاریک ترین قسمت های زندگی به وجود میاد .
موفق باشی .
ادامه ی پست ، درج در تاریخ 18 تیر :
سلام .......... معمولا می گویند نفس ادم از جای گرم در می اید ........ یا اینکه
تا خودت به چیزی دچار نشوی نمی تونی درک کنی که بقیه چه حسی دارند
(در پاسخ به شخصی با نام ش که برای متن من جواب داده بودند)
من ادمی بودم ضد مرد .احساس .......... عشق ..می گفتم هر کس گرفتار چنین
چیزهایی بشود زندگی ا ش را باخته اما الان این دقیقا برای من پیش امده ...
من
هم حال کسانی که چنین حسی را دارند دقیقا درک می کنم زندگی همه مثل هم نیس
شما درست می گویید شاید اون دلایل یا مشکلات خودش را دارد من می خوام
بدونم چه کار کنم که از انها با خبر بشوم یا بهش این اعتماد را بدهم که اگر هر شرط
یا شرایط یا مشکلی هم داشته باشد حلش می کنیم و از نظر من ایرادی ندارد .....!
خواهشمیکنم راهنمایی ام کنید اینم بگویم در تک تک کلمات و حرفهایی که به من
می
زند یا نگاهی که به من دارد به خصوص از زمانی که برایش تعریف کردم حس خودم
را" محبت و احساس را در وجودش می بینم هر چند خودش می خواهد منکر
این قضیه بشود یا سعی می کند جلوی خودش را بگیرد .........کسی در شرایطی
شبیه من نبوده ؟........ کمکم کنید محتاجم به دعای شما ....
.
.
.
.
شاید چیزی که میگم خنده دار باشه . همیشه پسرها به دخترها فرصت میدن تا در مورد اون فک کنن . اما به نظر من پسرها هم نیاز به زمان دارن . نیاز به فک کردن دارن .
اینو مطمعن باش توی قلبش جا شدی . به هیچ عنوان ازش نخواه که اگه در هر زمینه ای مشکلی داره واست بازگو کنه ، حتی از بقیه هم نخواه اگه میدونن واست بگن . چون اگه به گوشش برسه یه طور بد بینی به وجود میاد . فقط بهش عنوان کن که با وجود همه ی شرایط حاضری باهاش باشی . میتونی با نگاهت مغلوبش کنی حتی .
درکت میکنم . میدونم چه حس و حالی داری . اما نخواه یه باره بیاد و احساسشو بروز بده .
بهش مهلت بده تا با خودش کنار بیاد .
انشالله همونی میشه که میخوای .
یا علی
همه کنکوریها را هم دعا کنین
خواهر من واسه ثبت نام کلاس کنکورش اونقدر زحمت کشیده ولی الانم جوابی از همان آموزشگاه مربوطه نگرفته
میخواد که مشاوره بدهند ولی هر چقدر زنگ میزنه جواب نمیدهن و میگن که استاد وقت نداره و از این حرفا
دعا کنین مشکلش حل بشه منم شما رو دعا میکنم
البته خواهرم سراسری قبول شده بود ولی انصراف داد چون که رشته اش خوب نبود
الان دیگه مونده و نمیدونه چه کار کنه
قربونتون برم
.
.
.
.
این اطمینان رو به خواهرتون بدید که هر انسانی که روی هدفی پافشاری کنه
یقینا به اون هدفش میرسه .
انشالله همه ی کنکوری های عزیز موفق باشن .
یا علی
سلام یه دنیا ممنونم خواهش میکنم دعایم کنید از وقتی نیت کردم به ایشون بگویم
نمی دانید چه ارامشی پیدا کردم یه حسی بهم می گفت این را بگو و یه حسی نه
تردید دارم ولی یه حس افتخار هم همراهش است که می خوام فردا بگویم و خلاص
>>>>>>>>>>>>>>>>
از طرفی یه دختری هم هست توی دانشگاه ما که قبلا خیلی سعی می کرد خودش
را به من نزدیک کند از محبت من به این اقا با خبر شده بود ...... حالا همه شعی خودشو
داره می کنه که رابطه ما را به هم بزند من واگذارش کردم به خدا با هاش کاری ندارم
اصلا مثل خودش رفتار نمی کنم اما اون رهایم نمی کند دائم از کنارم رد می شود
و با حرفاش ازارم می دهد به زور به سراغ دوستام می رود که راجع به من ازشون
حرف بشنود ... سعی می کند خودشو به اون اقا نزدیک کند این ادم واقعا مریضه! من هم چون توی خودم میریزم خیلی عذاب می کشم
نمی دونم چه کار کنم که از شرش رها شوم ........ واقعا امروز توی دانشگاه
انقدر ازارم داد که رفتم نمازخونه تا تونستم گریه کردم حالمو به هم ریخت
کمکم کنید ..............................
.
.
.
.
امیدوارم مشکلت حل شه .
خیلی خوبه که میخوای بهش بگی .
از اون نفر دیگه هم نترس . حتی اگه حرفی هم بزنه طرفت واسش حرفای تو مهمه .
دوستان دیگه هم با دعا و نظراتشون کمکش کنند .
_________________________________________________________________________
سلام ......... من برگشتم به ایشان گفتم نمی دانید چه ارامشی پیدا کردم
اقاست
واقعا به تمام حرفهایم گوش داد بدون اینکه بخواهد از حرفهای من سوء
استفاده کند یا به من بخندد یا بحث را عوض کند به همه حرفهایم با ارامش
کامل گوش داد
در نگاهش ارامش عجیبی بود از قبل حس کرده بود که من چه می خواهم به او بگویم
حرفهای خوبی به من گفت که کلی به من ارامش داد و باور و اطمینان من را زیادتر
کرد راجع به خودش گفت قبلا یکی دونفر دیگه هم بودند که ازش خواستگاری کردند
قرار شد به من جواب بدهد یه حس عجیبی دارم یه حسی به من می گوید اگر انتخابش
یکی از همان خانمها بود تا حالا با همونها قول و قرار گذاشته بود یا ازدواج کرده بود
یکی از انها همان زمان که ایشون گرایش قبلی خودش را در دانشگاه می خوند
باهاش
اشنا شده بوده .......... ولی به نظر من اشنایی ما اینکه ایشون بعد چند
سال تغییر گرایش بده بیاد به این رشته یا من برخلاف گذشته به ای نرشته
علاقه
پیدا کردم و در ای نراستا کنکور دادم اشنایی ما از روز اول ......... بی حکمت نبوده
باز هم نمی دانم .....نظر شما چیست ؟؟؟؟؟؟؟ واسم خیلی خیلی دعا کنید
.
.
.
.
از گفته های شما میشه نتیجه گرفت که طرفت همون حسی رو داره که میخوای
یعنی با حرفایی که بهش گفتی خودتو تو قلبش جا کردی
انشالله مطمعن باش همه چی همونی کیشه که انتظارشو داری
سلام
پارسال همین موقع ها بود که از سر بیکاری رفتم روم.اونجا یه نفر
منو با پسرعموش اشتباه گرفت و شروع کرد تند تند پی ام دادن که زود باش وب
بده کارت دارم!منم اصلا زیر بار نرفتم.فرداش که آن شدم دیدم پی ام داد و
معذرت خواست که اشتباه گرفته بودم شما رو.خلاصه همینجوری رابطه ما زیاد و
زیاد تر شد.تا اینکه اردیبهشت امسال رفت کانادا.الان یه ماهه ازش خبر
ندارم.آی دیش 24 ساعته آنه ولی هیچکس جواب منو نمیده.چند هفته پیش بالاخره
یکی جوابمو داد و گفت که این ای دی سرور اتومات داره و همیشه آنلاینه تا
مشتریا پی ام بدن!این در حقیقت آی دی شرکته و منم از کارکنای شرکتم.صاحب آی
دی هم نیستش و رفته کانادا!
الان من تو دوراهی موندم.از طرفی نمیدونم
واقعا کاناداس یا ایرانه.اونی که جواب داده خودشه یا واقعا یکی دیگس.میخواد
از شرم خلاص شه یا نه؟
میدونم الان همه قراره بگن به این دوستیای نتی
دل نبند و ازین حرفای تکراری.ولی نه قصد من دوستی بود نه اون.همه چی یه هو
شد.من حتی نمیدونستم انقد دل بسته شدم.تا وقتی بود کارمون دعوا و کل کل سر
چیزای الکی بود.الان که نیست تازه میفهمم چه منبع آرامشی و از دست دادم.رگ
خوابم دستش بود.راحت از دستش دادم.
این وبلاگ یه جور تقدس پیدا کرده.باور کنین راست میگم .
من قبلا هم میخواستم بیام و راجع به یه مشکل دیگه حرف بزنم ولی نیومده مشکلم حل شد.
تو رو خدا دعام کنین.خیلی سردرگم شدم این روزا....
.
.
.
.
همیشه قدر داشته هامونو موقع از دست دادن میدونیم .
امیدوارم انشالله برگرده و دوباره با هم باشین .
سلام چند روز پیش گواهی کارشناسیمو گرفتم اما وقتی خواستم اصل مدرک دیپلم و پیش دانشگاهیمم از دانشگاهم بگیرم گفتند گم شده همه جا رو هم گشتیم نبود...گفتین اینجا جایی برای درد و دله اگه میشه منتشر کنین شاید برام دوستان دعا کنن شاید یکی باشه که خدا حرفشو زودتر بشنوه برام دعا کنن تا مدارکم پیدا بشه.
.
.
.
.
چقد بده که چیزی گم شه . انشالله که پیدا بشه
دلم خيلي گرفته از آدما خستم........
بدم مياد از دنيا......
خيلي وقته افسردگي گرفتم........
هر روزم زهرماره و هيشكي نميونه...........
دوس دارم بميرم......
اه........... دعام كنين
.
.
.
.
خیلی بده که یه آدم اینقدر افسرده باشه
دنیا رو هیچ وقت به خودتون سخت نگیرید
انشالله مشکلتون حل شه
دوستان واقعا خیلی وقت گیر نیست
توی دلتون یه دعای کوچولو واسه همه کسایی که مشکل مشکلشون حل شه
سلام یکیو دوس دارم خیلی زیاد!!
اونم دوسم داشت اما سر یه چیز بیخود از هم جدا شدیم
.واسم دعا کنید برگرده پیشم
.لطفا بذار تو وبلاگت که همه بخونن و دعام کنن.تورو خدا دعام کنید
.
.
.
.
نمیدونم چرا جدا شدید .
به نظرم مقسر هر کدوم که هستین فرقی نداره
بهتره هردو واسه برگشتن پیش قدم شین .
امیدوارم و دعا میکنم شما و تموم کسانی که از کسی جدا هستن
دوباره با هم باشن .
خیلی سخته یکی رو دوس داشته باشی اما تظاهر کنی که اتفاقی نیفتاده
اونی که دوس داری بهت بگه برو گم شو
وقتی میبینیش میخوای دنیا نباشه
دوسش داری باتمام وجودت اما دوست نداره
هیچ راهی نیست
دعایی نیس
اون باید بخواد تا بتونه
نمیخواد
فقط واسش آرزوی موفقیت میکنم ومیخوام هرجا باشه شادباشه
شمام دعا کنید
.
.
.
.
واقعا یه طرفه بودن عشق خیلی زجر آوره
انشالله دو طرفه شه
1931/03/26
ولی من چه طور بهش بگویم ......شخصیت این اقا کاملا متفاوت از جوانان امروزی
است منم چون تا به حال با کسی ارتباط نداشتم اصلا نمی دونم چه جوری بگویم
که درست باشد از خودم بزرگتر است کاملا متین و موقر و مودب ........
مثل خودم متولد خرداد است ولی با اینکه ماهای تولدمان یکی است اصلا نتونستم
درست خیلی چیزها را از اخلاقش استنباط کنم ........ وقتی می بینمش وقتی
حرف می زند انقدر ارامش به من می دهد .....نمی دونید چه قدر دلم گرفته
به هچ کس نمی تونم حس واقعی خودمو بگویم فکر می کنم خودش یه بوهایی
برده باشداما به رویم نمی اورد می خواهد اول من بهش بگویم ولی می ترسم
از اینکه بهش بگویم و دیگه نتونم هیچ وقت ببینمش ......... اون موقع خواهم مرد
چه قدر سخته که همیشه در عذاب باشی و جز گریه هیچ راهی نداشته باشی
چه قدر سخته .......................!!!!!!!!!!!!!!!
.
.
.
.
همیشه میگن واسه ی هر کاری بهترین تصمیم رو بگیر
اگه یه زمانی حرفتو بزنی و دیگه دیر شده باشه
اون وقته که راه برگشت به گذشته نیست
پس بهتر اینه که حرف دلتو بگی
____________________________________________________________________
1931/03/29
سلام ......... من تصمیم خودمو گرفتم
می خوام چهارشنبه عصر این اقا را ببینم و بهش بگویم اما نمی دونم از کجا باید
شروع کنم نمی خوام گفتن من باعث جدایی من شود ....... تو را خدا دعام کنید
و راهنمایی ام کنید .... به حق همین روز عزیز.
.
.
پدرم گفته بود که عشق شریف است وشگفت است ومعجزه گر اما نگفته بود او که
نوشدارو دارد، دستهایش این همه از نمک عشق پر است ونگفته بود که عشق چقدر
نمکین است ونگفته بود که او هر که را دوست تر داردبر زخمش از نمک عشق بیشتر
میپاشد!
زخمی بر پهلویم است وخون میچکد وخدا نمک می پاشد. من پیچ میخورم وتاب میخورم ودیگران گمانشان که میرقصم!
من این پیچ وتاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم میآورم که سنگ نیستم،چوب نیستم خشت وخاک نیستم که انسانم...
پدرم
گفته است از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی
نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود واگر در پی نوشدارو نباشی
عاشق نخواهی شد و
عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت ...
.
.
.
.
زندگی بدون عشق = Ǿ

سلاملیکم
من مشکلم بر طرف شد
راستش خیلی وقتها به هر دری که آدم میزنه وا نمیشه
گاهی اونیکه دوسش داری ترکت میکنه
گاهی همه چی بهم میخوره و تو هیچ بهانه ای واسه زندگی نداری
گاهی از همه بدت میاد و نمیدونی این یه بغض سرکوب شده است که داره داغونت میکنه
من
با مامانم صحبت کردم و بغضمو واسش خالی کردم بعدش سبک شدم.این کارو باید
7سال پیش انجام میدادم اما مادر من هیچ وقت نذاشته بود باهاش راحت باشم.بغض
من خال شد و راحت شدم و مادرم به اشتباهش پی برد.
اونیکه دوسش داشتم رفت با اینکه دلم واسش تنگ میشه اما خیلی وقت ها باید پذیرفت واقعیت هارو....
و اینکه گاهی صلاح نیست
گاهی وقتش نیست
گاهی....
بهر حال صبور باشید و مقاوم.
گاهی وقت ها باید گفت به درک!!! بی خیال غصه
از شما و همه بچه هایی که دعام کردن تشکر میکنم.
.
.
.
.
چقد خوب که مشکلت حل شد 
انشاالله مشکل همه به هر نحوی حل بشه
انصـاف نیـست ؛
کـه دنیـا آنقـدر کوچـک باشـد ،
که آدم هـای تـکراری را روزی صـد بـار ببینـیم ....
و آنـقدربـزرگ بـاشـد ؛
که نتوانیم آن کسی را که میخـواهیـم حتـی یـک بـار ببینیـم ...
.
.
.
.
.
ایشالا هرکی از کسی دوره بتونه طرفشو ببینه
*ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو.
*حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند.
*دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.